خرید بک لینک

درباره سایت

وبلاگ به روز

سلام محمدصادقم 17 ساله از گیلان به وبلاگ من خوش اومدی.تواین وبلاگ به روزترین وجدیدترین اخباردنیاقرارمیگیره.امیدوارم خوشت بیاد.نظر یادت نره. راستی این وبلاگ به چندتانویسنده نیازداره اگه میخواید نویسنده این وبلاگ بشید ازطریق نظرات خبر بدید. قسمت موضوعات رواگه ببینید نوشتم مدرسه تو اونجا هراتفاقی که مربوط به مدرسه برام اتفاق می افته رو مینویسم.خوشحال میشم بخونی.نخوندی هم نخوندی.زور که نیست. به امید دیدار see you later

امکانات وب

-->-->--> -->-->--> -->-->-->

-->-->-->--> -->-->-->-->

-->-->-->-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

Ùx85عرÙx81Ùx8a صÙx81ØxadÙx87 بÙx87 دÙx88ستاÙx86

* Ùx86اÙx85 Ø´Ùx85ا
Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 Ø´Ùx85ا *

Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست Ø´Ùx85ا *

Â

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست دÙx8aگر Ø´Ùx85ا

Â
Â
Â
-->-->--> -->-->--> -->-->--> اÛx8cÙx86 صÙx81ØxadÙx87 را بÙx87 اشتراک بگذارÛx8cد
-->-->-->


-->-->-->
Ùx84Ûx8cÙx86Ú© باکس

 

گفتی که بیا و از وفایت بگذر
از لهجه بی وفاییت رنجیدم
گفتم که بهانه ات برایم کافیست
معنای لطیف عشق را فهمیدم

* * * * * *اس ام اس عاشقانه مریم حیدر زاده * * * * * *

کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم
شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم
کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم
یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر پر می شدم

* * * * * * * * * * * *

شبی گفتی نداری دوست من را
نمی دانی که من شب چه کردم
خوشا بر حال آن چشمی که آن را
به زیبایی پسندیدی و رفتی

* * * * * * * * * * * *

به جان هر چه عاشق توی این دنیای پر غوغاست
قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

* * * * * * * * * * * *

حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت
یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم
هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز
رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته
تو مثل سایبان امیدی برای یک دل خسته
تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم
تو مثل خنده یاسی و مثل غربت یک غم

* * * * * * * * * * * *

می توان در قلب های بی فروغ
لحظه ای برقی زد و خورشید شد
می توان در غربت داغ کویر
آن ابری که می بارید شد

* * * * * * * * * * * *

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج
به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت
تو هیچ وقت پس از صبر من نمی ایی
در انتظار چه خالیست جای چشمانت

* * * * * * * * * * * *

تو نازنین من بودی مثل حالا تا همیشه
کاشکی به جز من هیچ کسی این قدر زیاد دوست نداشت
یا که دلت عشق منو اول عشقاش می گذاشت

* * * * * * * * * * * *

رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود

* * * * * * * * * * * *

نمی دانم چرا رفتی
نمی دانم چرا شاید خطا کردم
و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی
نمی دانم کجا، تا کی ، برای چه

* * * * * * * * * * * *

من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

* * * * * * * * * * * *

چه می شد گر دل آشفته من
هر چشم تو عادت نمی کرد
و ای کاش از نخست آن چشمهایت
مرا آواره غربت نمی کرد

* * * * * * * * * * * *

تو را آن قدر در دل می سرایم
که دل یعنی ترا زیبا سرودن
فدای تو شقایق احساس
و رویای بی آغاز سرودن

* * * * * * * * * * * *

و حالا انتهای کوچه شعر
منم با انتظاری مبهم و زرد
ولی ایکاش جادوی نگاهت
غزل های مرا غارت نمی کرد

مریم حیدرزاده

برچسب: نویسنده: محمدصادق تاريخ: سه شنبه 11 مهر 1391 ساعت: 23:07

صفحه بندی